تو ای سیاه چکمه پوش که می هراسی ام ز تیر شاعر خشم شب منم سازمو دست کم نگیر ساز من از تفنگ تو کاری و موندنی تره شعر رهایی من از مدح تو خوندنی تره پنجه ی بی سلاح من اگر چه یاری نداره وقتی مسلحه به ساز زخم مسلسل میکاره حتی اگه جدا کنی دست منو تو از بدن صاحب این صدا منم بیا به جنگ تن به تن فرهاد زاده نور
برچسب:
نویسنده: غزل جعفری